فکرش رو بکن: تو روز هی دیوار رو نگاه کنی ببینی شپشک برنج از رو دیوار داره رد میشه بعد با دست اون رو بکشی بندازی تو چیزی که به عنوان جای آشغال در نظر گرفتی. بعد شب که میخوابی همین شپشک های برنج بدنت رو گاز بگیرن و ده ها بار به خاطر این گاز گرفته شدن ها از خواب بیدار بشی!

مینی سریال Black Bird گفته میشه از روی واقعیت ساخته شده. جایی که یک قاتل سریالی چندین دختر و میکشه ...
قیافه لَری در این سریال (همون قاتل). چقدر بدم میاد ازش:

هنگامی که شکم سیر باشه و هیچ دغدغه مالی نداشته باشی، خودبخود اندیشه آدم میره رو به چیزهای به درد نخور و بیهوده. افکاری که هیچ ارزشی نداره بلکه زیان آور هم هست. تو جامعه ما هم از اینها زیاد پیدا میشه.
باز هم ریدن تو اینترنت. در شگفتم که چرا هرگز وضعیت اینترنت نه که خوب نمیشه بلکه بدتر و بدتر میشه!
سایت های خارجی صبح ها بی مشکل باز میشن (خب البته فیلتر نشده ها) ولی رو به شب که میره دیگه تِر میزنن باز نمیشن یا با تاخیر چندین ثانیه ای یا نصفه نیمه لود میشن.
سایت های ایرانی روزهای کاری صبح ها شلوغن باز نمیشن یا با تاخیر لود میشن ولی رو به شب بهتر میشن.
اگر این پیشرفت نیست پس چیه؟
ای وای از این تقدیرِ من.
متاسفانه خانواده (در ایران) تا آخرین لحظه ها، نشانه های مشکلت رو نمیبینن. حتی اگر اون رو بیان کنی باز هم نمیبینن یا خودشون رو گول میزنن که ندیدن.
تا روز و ساعتی که مشکل اصلی خودش رو نشون میده.
بعد میگن ای وای چرا اینطور شد؟ چرا اونطور شد؟
این چرا این کار رو کرد؟
اینها هم هرگز غم و رنج من رو ندیدن. یا دیدن و از کنارش گذر کردن.
مگه یک آدم چقدر گنجایش داره؟
یه روزی یه جایی کم میاری.