-
سپیدی و دیگر هیچ...
جمعه 13 شهریور 1405 22:38
یادمه سالها پیش یه فیلم دیدم. یه کلبه بود که تا چشم کار می کرد دور تا دورش بینهایت سپیدی بود و دیگه هیچ. زمین و زمان سپید رنگ بود و تنها اون کلبه اونجا قرار داشت. دیگه هیچی نبود جز رنگ سپید! یه حسی به آدم میده.
-
گنجایشِ بخشیدنِ دیگران
جمعه 13 شهریور 1405 22:34
هر کسی یه گنجایشی داره. تا یه زمانی می بخشی و از یاد می بری ولی از یه زمانی به بعد، هر چند طرف رو هم دوست داشته باشی، دیگه کارها و اشتباهات اون رو نمی تونی ببخشی.
-
دلار 220 هزار تومانی!
چهارشنبه 11 شهریور 1405 19:28
تو این اوضاع فکر کن ماشینت خراب بشه، اتفاقی بیفته راهت بخوره به دکتر و داروخانه و بیمارستان. وسیله برقی خراب بشه و... بدبخت شدی رفت.
-
گرانی کمر مردم را شکسته
سهشنبه 10 شهریور 1405 21:15
سی آذر پارسال یک عدد گوشی Samsung A07 128-6 خریدم پانزده میلیون و دویست هزار تومان. امروز دوستم میگه شده 59 میلیون تومان! یعنی هنوز باور نکردم این حجم از گرانی رو!!!
-
خاک عالم بر سرتان
یکشنبه 8 شهریور 1405 13:33
دیشب خواستم یه فایل با حجم تقریباً 74 مگابایت با پیام (ن)رسان بله برای یکی بفرستم. میگه حجم فایل زیاده! یعنی خاک عالم تو سرتون کنن برای پیام رسانی که ساختید. سوپراپلیکیشن هم هست خیر سرش
-
ای روزگار
جمعه 6 شهریور 1405 22:20
کل زندگیم همش روزهای طولانیه که هرگز تموم نمیشن.
-
Nolsoy Island - Faroe Islands
جمعه 6 شهریور 1405 19:43
کاش اینجا زندگی کرده و همین جا می مردم.
-
پویش بذل طلا و جواهرات برای حل مشکلات کشور
چهارشنبه 4 شهریور 1405 10:12
میگم همونطور که برای غزه و لبنان و ساخت صحن فلان امام تو فلان جا که پویش راه انداخته شد، برای حل مشکلات معیشتی مردم هم همین پویش راه بیفته و مردم با بذل و بخشش طلا و جواهرات، گرهی از مشکلات دیگران باز کنن. شایدم فقط برای خارج ایران بود و برای داخلی و برای ایران همچین کاری نمیکنن!
-
گذر زمان
سهشنبه 3 شهریور 1405 21:50
شاید خیلی از مشکلات روزی حل بشن. ولی باید به این هم توجه داشت که سن رو در نظر بگیری.
-
پیشرفت
یکشنبه 1 شهریور 1405 12:37
برق که قطع میشه، تلفن همراه هم قطع میشه و رو صفحه این نوشته میاد: فقط تماس اضطراری! تازه بعضی روزها 4 ساعت برق نداریم. در حالی که گفته بودن می بایست دو ساعت باشه! پیشرفت کردیم!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 1 شهریور 1405 12:31
فکرش رو بکن: تو روز هی دیوار رو نگاه کنی ببینی شپشک برنج از رو دیوار داره رد میشه بعد با دست اون رو بکشی بندازی تو چیزی که به عنوان جای آشغال در نظر گرفتی. بعد شب که میخوابی همین شپشک های برنج بدنت رو گاز بگیرن و ده ها بار به خاطر این گاز گرفته شدن ها از خواب بیدار بشی!
-
Black Bird
شنبه 31 مرداد 1405 23:52
مینی سریال Black Bird گفته میشه از روی واقعیت ساخته شده. جایی که یک قاتل سریالی چندین دختر و میکشه ... قیافه لَری در این سریال (همون قاتل). چقدر بدم میاد ازش:
-
داغ ننگ
جمعه 30 مرداد 1405 19:38
امروز خوندن کتاب "داغ ننگ" رو به پایان بردم. (نسخه PDF). قشنگ بود.
-
شکمِ سیرِ غافل از مشکلات
جمعه 30 مرداد 1405 13:11
هنگامی که شکم سیر باشه و هیچ دغدغه مالی نداشته باشی، خودبخود اندیشه آدم میره رو به چیزهای به درد نخور و بیهوده. افکاری که هیچ ارزشی نداره بلکه زیان آور هم هست. تو جامعه ما هم از اینها زیاد پیدا میشه.
-
اینترنت هر روز بدتر از دیروز!
یکشنبه 25 مرداد 1405 23:35
باز هم ریدن تو اینترنت. در شگفتم که چرا هرگز وضعیت اینترنت نه که خوب نمیشه بلکه بدتر و بدتر میشه!
-
تمسخر جوانان ایرانی توسط یک عراقی
جمعه 23 مرداد 1405 23:42
-
اندر مشکلات اینترنت ایران
جمعه 23 مرداد 1405 11:22
سایت های خارجی صبح ها بی مشکل باز میشن (خب البته فیلتر نشده ها) ولی رو به شب که میره دیگه تِر میزنن باز نمیشن یا با تاخیر چندین ثانیه ای یا نصفه نیمه لود میشن. سایت های ایرانی روزهای کاری صبح ها شلوغن باز نمیشن یا با تاخیر لود میشن ولی رو به شب بهتر میشن. اگر این پیشرفت نیست پس چیه؟
-
غم
پنجشنبه 22 مرداد 1405 21:30
هزاران غم زدن خنجر به جونم چه گویم کار این دنیا همینِ.
-
سرنوشت
پنجشنبه 22 مرداد 1405 21:21
ای وای از این تقدیرِ من.
-
کم آوردم
چهارشنبه 21 مرداد 1405 21:40
متاسفانه خانواده (در ایران) تا آخرین لحظه ها، نشانه های مشکلت رو نمیبینن. حتی اگر اون رو بیان کنی باز هم نمیبینن یا خودشون رو گول میزنن که ندیدن. تا روز و ساعتی که مشکل اصلی خودش رو نشون میده. بعد میگن ای وای چرا اینطور شد؟ چرا اونطور شد؟ این چرا این کار رو کرد؟ اینها هم هرگز غم و رنج من رو ندیدن. یا دیدن و از کنارش...
-
شانس
سهشنبه 20 مرداد 1405 23:40
کی شانس داره؟ اونی که هرگز به دنیا نیامده.
-
Fact
دوشنبه 19 مرداد 1405 23:02
از کتاب "هنر رندانه ی به تـــخـــم گرفتن".
-
شهامت پَر
یکشنبه 18 مرداد 1405 10:32
دیروز رفتم جایی برای مصاحبه کاری. البته دو بار از در مغازه رد شدم بعد رفتم تو پارک نشستم با خودم حرف زدم تا جرات پیدا کردم برم تو! بعد که صحبت کردیم، شماره من رو گرفت گفت زنگ می زنم. حالا که نگاه می کنم، با این درد مچ دست و گردن چطور اونجا کار کنم؟ از طرفی بودن تو جمع برام اذیت کننده س. کد زدم گوشی رو از دسترس خارج...
-
دیوانه
جمعه 16 مرداد 1405 22:43
دوست دارم بستری بشم. یه جایی بیرون شهر. یه دیوونه خونه. میون اونها احساس آرامش می کنم.
-
مشکلات
جمعه 16 مرداد 1405 10:45
-
کابوسِ زنده بودن
پنجشنبه 15 مرداد 1405 21:51
کِی کابوسی به نام زندگی به پایان می رسد؟
-
اخبار نبینید
پنجشنبه 15 مرداد 1405 21:24
برای سلامت روح و روان خودتون هرگز اخبار نبینید. چه اخبار شبکه های داخلی چه اخبار شبکه های خارجی.
-
ویران
چهارشنبه 14 مرداد 1405 19:38
به معنای واقعی کلمه از هم پاشیدم.
-
پرِ پرواز
دوشنبه 12 مرداد 1405 20:51
کاش پرنده بودم. بال داشتم. پر می کشیدم. می رفتم از این خانواده، از این شهر و این کشور. می رفتم تو یه جزیره دور که آدم های کمی توش زندگی می کردن. هر چه دورتر بهتر.
-
چربیِ سر
یکشنبه 11 مرداد 1405 22:56
این قدر چربی سرم زیاده که: دستمال کاغذی چهار لا رو دو تا کردم کشیدم پوست سرم. چربی از دستمال کاغذی رد شده و انگشتهام حالت خیس گرفتن! هر راهکاری هم انجام دادم بی فایده بوده.