برای سلامت روح و روان خودتون هرگز اخبار نبینید.
چه اخبار شبکه های داخلی چه اخبار شبکه های خارجی.
به معنای واقعی کلمه از هم پاشیدم.
کاش پرنده بودم. بال داشتم. پر می کشیدم. می رفتم از این خانواده، از این شهر و این کشور.
می رفتم تو یه جزیره دور که آدم های کمی توش زندگی می کردن.
هر چه دورتر بهتر.
این قدر چربی سرم زیاده که: دستمال کاغذی چهار لا رو دو تا کردم کشیدم پوست سرم. چربی از دستمال کاغذی رد شده و انگشتهام حالت خیس گرفتن!
هر راهکاری هم انجام دادم بی فایده بوده.
البته خیلی از فرصت های شغلی زندگیم رو به علت نداشتن ماشین یا موتور از دست دادم.
خیلی کارها داریم که خارج از شهر هست و سرویس هم نداره و باید وسیله ای برای رفت و آمد داشته باشی که من ندارم.
خوشم از نگهبانی میاد بیرون شهر باشه. خب خورد و خوراک بر عهده خودته و برای این کار باید ماشینی موتوری باشه باهاش بیای بری خرید کنی.
وقتی هم به دهه چهارم زندگی برسی دیگه خود به خود (تو ایران) به حاشیه رانده میشی.
کلاً اعتماد به نفسم رو هم از دست دادم.
باید یکی پیدا بشه مثل یه بچه دستم رو بگیره و از نو راه رفتن و همه چیز رو نشونم بده و از من یک مرد بار بیاره.
البته نبود اعتماد به نفس و افسردگی و حال بد و... هم به این ربط داره که آدم های اطراف من همگی افسرده و بیمار و بی اعتماد به نفس و... هستن.
اینجا ایرانه اپراتورهای اینترنت پول 2.7 گیگابایت رو ازت می گیرن ولی یک گیگابایت تحویلت میدن!
(به قول خودشون اگر یک گیگابایت از سایت خارجی دانلود کنید چون اینترنت بین الملل هست!!! 2.7 گیگابایت از شما کم میشه).
صد رحمت به دزد سرِ گردنه.
بیشتر از یک هفته هستش که استخوان درد دارم. از درد زانو و مچ دست و گردن آغاز شد و حالا همه استخوان ها درد دارن!
این قدر دارو دکتر هم گرانه جرات ندارم برم دکتر.
با این بیکاری و بی پولی، دوست ندارم هزینه کنم (هزینه رو دست خانواده بگذارم).
نوبت برای دکتر پوست گرفتم. بعد گفتم نکنه هزینه ش زیاد بشه، کنسل کردم. بس که هزینه ها رفته بالا و دارو و دکتر هم گران شده می ترسی بری دکتر.
بعد یکی گفته بود: فلان مسئول به خاطر بد حجابی خانم ها شب تا صبح گریه می کنه!
چرا به خاطر وضعیت معیشت مردم گریه نمی کنه؟ چرا به خاطر تورم گریه نمی کنه؟ چرا به خاطر سفره های خالی مردم گریه نمی کنه؟
خُب معلومه وقی مسئول شکمش سیره فکرش هرز میره.